عناصری از هوش
جالب است بدانید عناصری از هوش را که مورد توافق غالب پژوهشگران است «گیج و برلاینر» (۱۹۹۲) در ۳ دسته کلی قرار دادهاند: ۱) توانایی پرداختن به امور انتزاعی ۲) توانایی حل کردن مسائل ۳) توانایی یادگیری.این سه حوزه تقریباً از مهمترین اشتراکات مورد توافق روانشناسان دربارهي هوش است. اما اگر در فصلهای آینده با استفاده از نقش سازماندهی مطالب یا تصويرسازی در عرض فقط چند دقیقه تفاوتی نزدیک به ۵۰درصد در سطح توانایی یادگیری خود ایجاد کنید، آیا باعث افزایش هوش یا بالا رفتن نمره IQ گشتهاید؟لطفاً به این پیشینه تاریخی توجه کنید: قدیمیترین دیدگاه مربوط هوش دیدگاه روانسنجی است و کسلر (۱۹۵۸) هوش را یک توانایی کلی میداند، اما به نظر اسپیرمن (۱۹۲۷) هوش از دو بخش تشکیل میشود که به نظریه ۲ عاملی اسپیرمن معروف است به عقیده ترستون هوش از هفت عامل به شرح زیر تشکیل یافته است: معنی کلامی (V) عدد (N) فضا (S) سرعت ادراکی (P) سیالی کلمات (W)، حافظه (M) و استدلال قیاسی (I).
بعدها گیلفورد (۱۹۶۷) نظریهای به نام الگوی ساخت ذهنی ارائه کرد، که شامل ۱۲۰ عامل میشود، البته صورتهای جدید نظریه گیلفورد تعداد عامل بیشتری را دربرمیگیرد. الگوی ۱۲۰ عاملي وی معروفترین آنهاست. طی چندین سال، هوش از یک فرضیهي یک عاملی به نظریهی ۱۲۰ عاملی تبدیل شد و هيچ اتفاقي رخ نداد. به قول «سباستین لایتنر» که عدهاي او را پدر علم یادگیری میدانند، تستهای هوشی با سؤالاتی از این قبیل که: نسبت درخت به جنگل مثل نسبت … است یا کدام شکل با بقیه تفاوت دارد، در واقع مشغول سنجیدن آموزشهای ارائه شده به یک دانشآموز شهری است. در حالي که برای سنجش هوش یک نوجوان آفریقایی که به مدرسه نرفته است اما توانایی خاصی در پرتاب بومرنگ دارد یا به راحتی از روی ردّپای حیوانات به تعقیب شکار ميپردازد تا جان خود را حفظ کند و به خوبی با محیط خود سازگاري پیدا ميکند هیچ گونه تست و وسیلهای در اختیار نداریم.
آیا میدانستید، که «توماس ادیسون» یکی از بزرگترین نوابغ همه اعصار، که بیش از ۱۰۰۰ اختراع مختلف به نام او ثبت شده، در ۱۲ سالگی از مدرسه اخراج شد؟